ایران ب ب ب

صبح روز دوشنبه ۲۳ مهر ۸۶ خبری مانند بمب در میان خبرنگاران همدانی پیچید:" یکی از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی همدان که توسط امر به معروف دستگیر شده بود خود را حلق آویز کرد "

خبر در ابتدا با تکذیب کامل از سوی سپاه به عنوان مسئول نیروهای امر به معروف روبرو شد و مقامات سپاه پاسداران استان همدان به کل آن را شایعه ای بر علیه این نیرو تفسیر کردند اما در مدت کوتاهی با فشار فعالان مطبوعاتی و دانشجویی دانشگاههای استان همدان و ضد و نقیض گویی های مسئولان استان پرده از واقعیت برداشته شد ، و به ناگاه قول همه مسئولان به جواب گویی راس ساعت ۱۲و۳۰ دقیقه!!!!

مسئولان سپاه اعلام کردند که در روز جمعه خانم زهرا ب و چند نفر دیگر به جرم روابط نا مشروع توسط نیروهای امر به معروف دستگیر شده و تا به دلیل تعطیلات به مدت ۴۸ ساعت تا پیش از خودکشی فرد مذکور توسط این نیروها نگاهداری شده اند و زهرا ب در فرصتی توسط پارچه ای که برای نصب نوشته های تبلیغی در این مرکز امر به معروف نصب شده بود اقدام به خودکشی کرده است.

این سخنان از سوی نیروهای منتسب به سپاه بیشتر به نوعی اعتراف می ماند زیرا در درجه اول نیروهای انتظامی به عنوان مسئول نگاهداری این مجرمین دارای نیروهای شیفتی در روزهای تعطیل بوده و براساس شهادت شاهدان در صبح روز جمعه (روز دستگیری مقتول) در ناحیه چرم سازی و تنها پارک ناحیه (پارک مردم - رو به روی دانشکده علوم پایه ) نه تنها در کلانتری حضور داشته اند بلکه به صورت گشتی در حال گشت زنی بوده اند و دادسرا و دادگاهها نیز دارای قاضی کشیک می باشند که ادعای سپاه در مورد تعطیلات را عجیب جلوه می دهد اما در مورد نخوه خود کشی نیز بسیار جالب است که یک مجرم دستگیر شده آنقدر آزادی داشته که پارچه مذکور را از محل نثبش جدا کرده ، خود را حق آويز كرده اما تا پيش از مرگش كسي متوجه نشود!!!

در سوي ديگر اين جريان اظهارات مقامات قضايي استان همدان قرار دارد كه شبهه خودكشي نبودن مرگ زهرا را تقويت و حتي قطعيت مي بخشد

به گزارش خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا ،مقامات قضایی استان همدان با تاکید بر محل تردید بودن عملکرد فرا قانونی نیروهای امر به معروف در بازداشت ۴۸ ساعته مقتول ، عنوان كرده اند: خودكشي زهرا ب قطعي نيست ، و احتمال مرگ توسط سم يا ... قبل از حلق آويز شدن محتمل است.

يك منبع آگاه در دادگستري همدان به خبرنگار خبرنامه بوعلي سينا گفت:براساس شواهد موجود احتمال خودكشي بودن اين مرگ مورد تردید است و با توجه به قطعي شدن درميان بودن نام يكي از كاركنان صدا و سيما در اين ماجرا و دستگيري اين خانم به همراه فرد مذكور به علاوه عملكرد فرا قانوني نيروهاي بسيجي امر به معروف احتمالاتي غير از خودكشي زهرا ب قوت بيشتري دارند.

بنا بر گزارش رسيده از صبح روز جمعه نيروهاي امنيتي متعلق به سپاه در حوالي پارك مردم در حال گشت زني مي باشند كه شاخص ترين آن ها خودروي ب ام و نمره تهران ۱۴ مي باشد كه به صورت مكرر ميان دانشگاه علوم پزشكي همدان و مكاني كه بنا بر گفته برخي دانشجويان در روز جمعه نزديك به ظهر گروهي خانمي را به زور سوار بر خودروي پژو۴۰۵ كرده و فرياد هاي او را به دليل بيماري اش وانمود كرده بودند در تردد بوده است.

شواهد امر تا كنون دليل بر كشته شدن تعمدي زهرا ب در پايگاه متعلق به نيروهاي امر به معروف بوده است.

خبرنامه بوعلي سينا از كليه كساني كه شواهدي در ارتباط با اين قتل در اختيار دارند دعوت مي كند براي آشكارشدن موضوع دعوت به هم كاري مي كند.
http://www.basunews.com

basunews@gmail.com



اطلاعاتی که از درون سپاه درز کرد : دلیل مرگ زهرا !!!! و او چند ساعت در بازداشت بوده است؟؟؟؟؟
در چند روز اخیر از منابع گوناگون خبری منتشر می شود که گویای دلیل مرگ زهرا در بازداشتگاه نیروهای امر به معروف سپاه پاسداران است.

براساس اخبار رسیده از سوی برخی نیروهای سپاه به خبرنامه بوعلی سینا تا حدود زیادی کلیت خبر تایید شده است.

بنا بر گفته یکی از نیروهای سپاه پاسداران منطقه همدان ، زهرا در ساختمان متعلق به این نهاد مورد تجاوز برخی از اعضای این نهاد قرار گرفته است.

وی با تاکید اخباری که می گوید زهرا در بازداشتگاه نبوده بلکه در قسمتی از یک ساختمان زندانی شده بوده است می افزاید مواردی دیگر از این نو در گذشته وجود داشته که حتی متجاوزین با تهیه فیلم از عمل خود بعد ها اقدام به اخاذی از آزاد شدگان می کردند.

خبرنامه بوعلی سینا توجه همگان را به نامه ای که دادستانی همدان به رسانه های محلی و دفاتر خبرگزاری ها در همدان فکس کرده و اقدام به زندانی کردن این دختر توسط نیروهای سپاه را قانونی جلوه داده است حلب کرده که در این نامه دادستانی همدان برای پنهان کردن ماجرا حتی باتکذیب سخنان پیشین خود زمان بازداشت زهرا را نه ۴۸ ساعت بلکه ۲۴ ساعت عنوان کرده است.

قابل ذکر است اگر قول دوم صحیح باشد و این بازداشت کمتر از ۲۴ ساعت قبل از مرگ زهرا رخ داده باشد شاهدان عینی وجود دارند ، که شاهد نوعی اقدام به ادم ربایی در ناحیه عنوان شده به عنوان محل دستگیری زهرا بوده اند البته خبرنامه بوعلی سینا مستقل از مورد خودکشی (!!!!) زهرا پیگیر مورد فوق نیز تا مشخص شدن موضوع خواهد بود.
_____________________
شايد فردا نوبت من باشد يا شما

زهرا بني يعقوب . دكتر زهرا بني يعقوب . پزشك عمومي . متولد بيست و پنج مهر پنجاه و نه . ورودي مهر ماه 77 دانشگاه تهران . مجرد . ساكن تهران . فرزند پدري كه از زندانيان سياسي در رژيم سابق بوده است . و دكتر زهرا بني يعقوب بنا به قانوني كه سالهاي زندان پدر را معادل امتياز " آزادگي " به حساب آورده است از قانون خدمت اجباري پزشكان در مناطق محروم معاف بوده است اما پس از مدتي كه از فارغ التحصيلي اش مي گذرد با توجه به اين كه عملا امكان اشتغال پزشكان جوان در تهران و شهر هاي بزرگ وجود ندارد همراه دوست دوران تحصيل خود هانيه عازم رزن در استان همدان مي شود و مدت سه ماه در روستاي از توابع رزن مشغول به كار مي شود . پس از مدتي محل خدمت خود را به روستاي " سيس" از توابع قروه سنندج تغيير مي دهد . روز پنج شنبه يك روز پيش از عيد فطر در پارك مردم روبروي دانشگاه بو علي سيناي همدان به جرم همراهي با پسر جواني به اسم حميد بازداشت مي شود . به بازداشت گاه منتقل مي شود به مدت بيش از 48 ساععت در بازداشت مي ماند و دو روز بعد جسد حلق آويز شده وي در بازداشت گاه پيدا مي شود كه مسوولان ادعا دارند خانم دكتر با استفاده از يك پرچم تبليغاتي اقدام به خود كشي كرده است
از دكتر پ. م همكار و هم اتاقي دكتر زهرا بني يعقوب در مدت سه ماهي كه زهرا در رزن بوده مي پرسم : زهرا چه طور دختري بود ؟ افسردگي يا مشكل خاص رواني نداشت ؟ سابقه اقدام به خودكشي چه طور ؟ محكم جواب مي دهد : نه و ادامه مي دهد كه زهرا هم مشكلات و در گيري هاي معمولي همه ما را داشت . خانواده اش موافق نبودند كه دور از خانه كار كند و زهرا به اصرار خودش و براي اين كه بتواند حقوقي داشته باشد اين جا آمده بود . همراه با هانيه بودند كه هر دو فارغ التحصيل دانشگاه تهران بودند . البته اين اواخر روحيه اش خيلي هم بهترو شاداب تر شده بود از فروردين ماه با يكي از گوينده هاي راديو به اسم حميد آشنا شده بود و قرار بود با هم ازدواج كنند
مي پرسم رابطه شان با هم در چه سطحي بود و توضيح مي دهم كه در خبر ها گفته شده كه به جرم مشهود در پارك بازداشت شده اند
دكتر پاسخ مي دهد : رابطه شان خيلي عاشقانه و احساسي بود . حميد استخدام صدا و سيماي تهران بود و شنبه شب ها ساعت دوازده در راديو فرهنگ يك برنامه ادبي را اجرا مي كرد كه زهرا شنونده پر و پا قرص اين برنامه بود و اين راديو گوش دادن او در پانسيون هميشه موضوع شوخي بچه ها با زهرا بود . حميد جمعه ها در همدان يك برنامه راديويي را كارگرداني مي كرد و مجبور بود پنج شنبه ها از تهران به همدان بيايد و معمولا سعي مي كردند در اين فاصله كوتاه هم ديگر را ببينند . قرار هايشان هم هميشه در پارك بود
زهرا واقعا حميد را دوست داشت و از وقتي با او آشنا شده بود روحيه اش خيلي شاد تر بود . حميد هم از اين تيپ هاي هنري بود و اين طور كه زهرا تعريف مي كرد خيلي احساساتي بود و هر دو قصد ازدواج داشتند تنها ترس زهرا اين بود كه مبادا خانواده اش به خاطر تحصيلات پايين تر حميد خيلي راضي به اين ازدواج نباشند
مي پرسم خانواده دكتر بني يعقوب چه طور خانواده اي هستند ؟ آيا مذهبي و متعصب هستند ؟ آيا اين احتمال ضعيف وجود دارد كه خانوم دكتر از ترس رو در رو شدن با پدرش در بازداشتگاه اقدام به خود كشي كرده باشد
جواب مي دهد : خانواده زهرا بر خلاف گزارشي كه منتشر شده ساكن تهران هستند نه كردستان . زهرا يك برادر دارد كه ازدواج كرده است اما رابطه اش با زهرا خيلي خوب و صميمي بود و هر روز با هم تماس تلفني داشتند و من خيلي خيلي بعيد مي دانم كه برادر ايشان رحيم بني يعقوب از آشنايي زهرا و حميد بي خبر بوده باشد به خصوص كه زهرا در حال زمينه چيني بود تا خانواده اش را به خانواده حميد آشنا كند
در ضمن اين طور كه از اظهارات رحيم پيداست در مدتي هم كه زهرا در بازداشت گاه بوده است با ايشان تماس تلفني داشته است اما اين تلفن با تا خير بوده است و حد اقل مدت بيش از يك روز تماش زهرا با خانواده قطع بوده است كه مسوولان زندان ادعا مي كنند خانم دكتر با اصرار خودش مانع تماس با خانواده شده است
باز مي پرسم دكتر زهرا بني يعقوب چه طور آدمي بود و توضيح مي دهم كه در بعضي خبر ها علت بازداشت بد حجابي و آرايش غليظ عنوان شده و در بعضي ديگر طوري با گوشه و كنايه حرف از لزوم حفظ آبروي خانواده مرحومه به ميان مي كشند انگار كه خانم دكتر را در پارك روبروي دانشگاه در حالي دستگير كرده اند كه برهنه بوده و
عصباني مي شود و وسط حرفم مي پرد و مي گويد : اين ديگه خيلي بي شرفي است اين را به هر كسي كه زهرا را براي يك بار هم ديده باشد بگويي باور نمي كند . زهرا كاملا يك دختر مذهبي بود . هميشه مانتوي بلند و مقنعه سر مي كرد و اين بحث هميشگي من با او بود كه اصرار داشتم اگر كمي مقنعه اش را عقب ببرد و كمي آرايش كند خيلي خوش تيپ تر مي شود اما زهرا هيچ وقت حرف من را قبول نمي كرد و مي گفت كه حميد مرا همين طوري ديده و مي داند كه من هميشه همين طور هستم . باز هم مي گويم و تكرار مي كنم زهرا يك دختر كاملا مذهبي و مقيد بود و اين نهايت بي شرافتي است كه بخواهند بازداشت او را و خون ريخته او را اين چنين لوث كنند . زهرا فارغ التحصيل دانشگاه تهران بود . پزشك اين مملكت بود جزو باهوش ترين و درس خوان ترين بچه هاي نسلي بود كه سال 77 كنكور دادند . خانواده زهرا به او افتخار مي كنند. همه مريض هايش به او افتخار مي كنند . همه مردم روستاي دور افتاده سيس و همه ما كه همكاران او بوديم به او افتخار مي كنيم . كساني كه جهت حفظ آبروي زهرا و خانواده اش از گفتن كامل حقيقت طرفه مي روند كاش به فكر آبروي نداشته خودشان باشند و اجازه دهند يك دادگاه بي طرف به شكايت خانواده زهرا رسيدگي كند
مي پرسم شايعه ديگري كه هست اين است كه ماموران از پيش قصد بازداشت خانم دكتر را داشته اند و طي مدت بازداشت چندين بار به او تجاوز كرده اند و دست آخر او را كشته اند . نظر شما چيست
مي گويد فقط يك دادگاه قانوني حق اظهار نظر در اين مورد را دارد . اما چيزي كه هست برگه معاينه پزشك قانوني را همكاران خودمان ديده اند و در اين برگه قيد شده كه "ها يمن" زهرا سالم بوده است. البته اگر در صحت اين معاينه شك نكنيم
اولين خبري كه از زهرا به ما دادند اين بود كه با ملحفه خودش را خفه كرده است و بعد از مدتي گفتند با يك پرچم تبليغاتي خودش را حلق آويز كرده است . زهرا اندام چاقي داشت كه هميشه در حال رژيم گرفتن بود راستش را بخواهيد حلق آويز كردن آن اندام او آن هم فقط با يك پرچم تبليغاتي چندان كار ساده اي هم به نظر نمي رسد نمي دانم در آن 48 ساعت لعنتي بر او چه گذشته است اما اين همه خونسردي و بي خبري همكاران پزشك و مردم در مورد مرگ فجيع همكار و دوست عزيزم به همان اندازه به من شوك وارد مي كند كه مرگ ناگهاني او
بيست و پنجم مهر ماه تولد زهرا بود . بيست و هشت ساله مي شد . اما نشد امسال بيست و ششم مهر در تهران برايش مجلس ختم گرفتند
آدرس مجلس ختم دكتر زهرا بني يعقوب : ميدان خراسان . خاوران . انتهاي اتابك . مسجد حسيني . ساعت 4 تا 6
شايد فردا نوبت من باشد يا شما
bahare-rooznevesht.blogspot
https://iranbbb.org/14456.htm


 

نوشته شده توسط مناف manaf در 2007/10/18 ساعت 23:48 موضوع | لینک ثابت