* ما آنجا را به معنای واقعی کلمه بالکانيزه کرديم..
*وقتی او نخستين بار "Surge" را در ژانويه اعلام کرد، آنرا به عنوان راهی برای پيوند دادن طرفين تشريح کرد. او ديگر اين را نمی گويد...

بغداد 11 سپتامبر 2007: مادر و دخترش منتظر پایان تجسس خانه اش توسط سربازان آمریکایی. این گشت های تجسسی بطور روتین انجام میگیرد. عکس از فرانس پرس.

http://www.roshangari.net/
روشنگری. سنای آمريکا روز چهارشنبه 26 سپتامبر با اکثريت 23-75 به طرح جوزف بايدن مبنی بر تقسيم عراق به سه بخش نيمه مستقل براساس تقسيم بندی مذهبی – قومی رای داد. مصوبه فراجناحی بود و نمايندگانی از هردو حزب مدافع آن بودند،از سناتور افراطی جنگ طلب براون بک در حزب جمهوری خواه تا باربارا باکستر که به مواضع ملايم تر معروف است و هيلاری کلينتون نامزد اصلی حزب دمکرات برای رياست جمهوری. سناتورهای واشينگتن برای سرنوشت کشوری تصميم گرفتند که در ژوئن سال 2004 ادعا کرده بودند، اشغال را پايان داده و استقلال آن را به ان برگردانده اند و به طرحی رای دادند مدير روابط خارجی اتحاديه عرب ومسوول عراق اتحاديه، آنرابه شدت مخرب خواند ودر واکنش به آن گفت بايد هرچه زودتر آمريکايی ها را از عراق بيرون راند.

خانم باکستر در دفاع از رای خود گفته است که در آن :, من نوری در انتهای يک تونل بسيار بسيار تاريک می بينم. تاريکی که بر ملت ما سايه افکنده،تاريکی که بر سنا سايه افکنده است. به عبارتي، ما فلج شده ايم,. سناتورمحافظه کار هاچيسن مدافع ديگر طرح، نوری را که خانم باکستر ديده، بهتر توضيح داده است:, ما نميتوانيم از عراق خارج شويم. اين بدان معنی است که تمام قربانی دادن های ما بيهوده بوده است. ولی ما يک راه حل بالقوه داريم که ميتواند جان آمريکايی ها را در آينده نجات دهد.,

البته به بهای جان عراقی ها. زيرا تقسيم عراق براساس مذهب و قوم به معنای هموار کردن راه پاکسازی قومی است که در سايه آن آمريکا ميتواند بخش بزرگی از سربازانش را از عراق بيرون ببرد، بدون اينکه سلطه اش برکشور را از دست دهد، چون نيروهای بومی کار سربازان راانجام ميدهند.

اگرچه اين مصوبه اجرايی نيست و دولت بوش ميگويد هنوز به حفظ وحدت عراق پای بند است، اما از راه ديگر طرح را عملا به اجرا گذاشته است: تاييد پاکسازی قومی به بهانه تامين امنيت. اکنون بهتر ميتوان ديد چرا اسرائيل و نومحافظه کاران به شدت برای حمله به عراق فشار می آوردند و هم اکنون نيز تلاش ميکنند جنگ را به ايران گسترش دهند.صدام حسين بهانه بود. پروفسور ميرشهايمر و همکارش در جزوه معروف خود شواهد معتبر به دست داده اند که براساس آنها به اين نتيجه قطعی رسيده اند: ,بدون نقش تعيين کننده, لابی اسرائيل و شبکه نومحافظه کاران ,جنگ قطعا روی نمی داد,. طرح نئوکان ها برای تجديد ساختار خاورميانه به نفع ,امپراتوری,، منافع نفتی و منافع اسرائيل در نابودی اين کشور و فلج کردن اراده ملی در همه اجزای آن به هم گره ميخورد. فاجعه اينجاست که در کشور ما رژيمی حکومت ميکند که با ويژگی های به شدت ارتجاعی و سرکوبگرخود و با ,حربه, درست کردن از مساله هسته ای به عنوان وسيله چانه زني، راه اين نيروها را برای ادامه همان مسير در ايران هموار کرده است. راهی که بوش آنرا ,ماموريت خدايی , ميداند و سيمور هرش در مصاحبه با اشپيگل آن لاين، درعين آنکه آن را ناشی از نوعی ضعف مغزی و تفکربنيادگرايانه در شخصيت بوش ميداند، اما نقش آنرا در بالکانيزه کردن کشور مورد تاکيد قرار ميدهد.

رئيس جمهور پاکسازی قومی را تاييد کرده است
اشپيگل آن لاين 28 سپتامبر 2007
* روزنامه نگار محقق سيمور هرش در شرح آنچه در عراق و ايران ميگذرد، هميشه نقش پيشتاز را داشته است. اشپيگل آن لاين با او در مورد هيتلر آمريکا[منظور احمدی نژاد است. روشنگری]، ويتنام بوش و خدشه دار کردن قوانين آمريکا در مورد آزادی ها به صحبت نشسته است.

اشپيگل آن لاين: رئيس جمهور ايران برای شرکت در اجلاس عمومی سازمان ملل در نيويورک بود. او يک بار ديگر گفت که فقط به نيروی هسته ای غير نظامی علاقه دارد. غرب چقدر در مورد برنامه هسته ای ايران اطلاع دارد؟

سيمور هرش: خيلی. اطلاعات آژانس دست کم گرفته شده است. اگر شما گزارش البرادعی و گزارشات ديگر را تعقيب کنيد، ميگويد ايرانی ها مدعی هستند بيش از 4 درصد غنی سازی کرده اند، که برای راه اندازی راکتور هسته ای صلح آميز مورد نياز است. ولی بالاترين تخمين آژانس اين است که ايرانی ها حتی آنچه را ادعا ميکنند انجام نداده اند. آژانس در تمام مدت گفته است آن ها در حال پيشروی هستند، ولی در اساس ايران به جايی نرسيده است. البته آمريکا و اسرائيل خواهند گفت شما بايد بدترين سناريو را در نظر بگيريد، ولی شواهدکافی در دست نيست که بمباران ايران را توجيه کند.

اشپيگل آن لاين: آيا اين هم مثل آنچه در سال های 2002 و 2003 قبل از جنگ عراق شاهد بوديم، فقط يک مورد ديگر از بزرگ نمايی خطر در تدارک برای تجاوز به ايران است؟

هرش: ما در آمريکا اين ظرفيت اعجاب انگيز را داريم که آدم ها را به هيتلر تبديل کنيم. ما يک هيتلر داشتيم. بعد از هيتلر حدود 20 هيتلر ديگر داشتيم. خروشچف و مائو و البته استالين، مدتی هم قذافی هيتلر ما بودند. و حالا اين مرد، احمدی نژاد. واقعيت اين است که او در داخل کشور، آنقدرکه ما دوست داريم تصورکنيم، قدرتمند نيست. سپاه انقلاب کنترل مستقيم روی برنامه موشکی دارد و اگر برنامه هسته ای وجود داشته باشد، آنها هستند که آنرا اداره ميکنند. نه احمدی نژاد.

اشپيگل آن لاين: اين فوريت که آمريکا در رابطه با ايران احساس ميکند،از کجا آمده است؟

هرش: فشار کاخ سفيد. اين بازی آن هاست.

اشپيگل آن لاين: کاخ سفيد چه منافعی در کشاندن ما به درگيری با تهران دارد؟

هرش: بايد از خودتان بپرسيد 40 سال پيش در حمله به ويتنام چه منافعی داشتيم. شما ممکن است فکر کنيد در اين کشور بااين همه آدم های هوشمند، ما شايد نتوانيم همان بلاهت را يک بار ديگر تکرار کنيم. اين تئوری من در زندگی است که از درس گرفتن خبری نيست. منحنی [توانايی] يادگيری وجود ندارد. همه چيز در ذهن خالی از درس تجربه آغاز ميشود. هرکس بايد خودش چيزها را برای خودش کشف کند.

اشپيگل آن لاين: حتی بعد از عراق؟ آيا برای درگير شدن در اين ابعاد عميق در خاورميانه دلايل استراتژيک وجود ندارد؟

هرش: اوه نه. ما داريم دمکراسی می سازيم. چيز واقعی در کله اين رئيس جمهور آن است که او ميخواهد خاورميانه را تغيير شکل دهد و از آن يک مدل بسازد. او مطلقا به اين امر باور دارد. من هميشه فکر ميکردم هنری کی سينجر يک فاجعه است، زيرا دروغ گفتن برايش مثل تنفس کردن است و به اين دليل فکر ميکردم برای خدمت در بخش عمومی صلاحيت ندارد. ولی اگر حالا کی سينجر را داشتيم، من واقعا تسکين پيدا می کردم، زيرا ميدانستم که ديوانگی های او به يک قرار داد نفتی وابسته است. ولی در اين مورد، همه چيز همين است که می بينيد. اين مرد باور کرده که دارد کار خدا را انجام ميدهد.

اشپيگل آن لاين: پس چه گزينه ای برای عراق وجود دارد؟
هرش : دو گزينه روشن هست: گزينه آ. همين امشب نيمه شب همه را از آنجا بيرون بياوريد. گزينه ب: فردا نيمه شب همه را از آنجا بيرون بياوريد. اين حضور ماست که به جنگ سوخت ميرساند.

اشپيگل آن لاين: عده زيادی معتقدند حضور آمريکا بخش بزرگ مساله است. آيا کسی در کاخ سفيد هست که به اين گوش بدهد؟

هرش: نه. رئيس جمهور هنوز در مورد "Surge"صحبت ميکند:(ويراستاراشپيگل:"Surge"اشاره است به تعهد بوش به ارسال 20000 نيروی اضافی به عراق در بهار 2007، به منظور ارتقاء وضعيت امنيتی عراق). که مثلا به وحدت کشور کمک کند. ولی "Surge" حقه ای بود برای افزايش نيرو در آنجا. ما آنجا را به معنای واقعی کلمه بالکانيزه کرديم، ديوارها ساختيم، و سنی ها و شيعه ها را با ديوار از هم جدا کرديم. در استان انبار، جايی که موفقيت بوده است، همه شيعه ها رفته اند. آنها صاف و ساده دوپاره شدند.

اشپيگل آن لاين:آيااين است علت کاهش خشونت در آنجا؟

هرش: من فکر ميکنم دلايل بسيار قوی تری از اين وجود دارد که چند سرباز آنجا هستند.

اشپيگل آن لاين: به اين ترتيب چه درسی از "Surge" به جا ماند؟

هرش:"Surge" اساسا به اين معنی است که پرزيدنت پاکسازی قومی را پذيرفته است، حالا چه آن را به زبان بياورد چه نياورد. وقتی او نخستين بار "Surge" را در ژانويه اعلام کرد، آنرا به عنوان راهی برای پيوند دادن طرفين تشريح کرد. او ديگر اين را نمی گويد. من فکر ميکنم او حالا ميداند پاکسازی قومی چيزی است که صورت خواهد گرفت. شما يک کردستان خواهيد داشت. شما يک منطقه سنی خواهيد داشت که برای ابد تحت حمايت ما خواهند بود و شما منطقه شيعه ها را در جنوب خواهيد داشت.

اشپيگل آن لاين: بنابراين ايالات متحده چهار سال است در جنگی درگير است که به فاجعه ختم خواهد شد. مقايسه آن با ويتنام چقدر اعتبار دارد؟

هرش: اعتبارش اين است که ايالات متحده در يک جنگ چريکی در گير است و با فرهنگ
[محل] هم آشنا نيست. ولی تفاوت در اين است که جنگ ويتنام در نقطه ای به علت مخالفت عمومی و کنگره ديگر قابل دفاع نبود. ولی اين ها حالا به هيچ چيز اهميت نمی دهند.

اشپيگل آن لاين: اگر جنگ عراق به شکست برای آمريکا منتهی شود، آيا مثل ويتنام زخم های عميقی برجای خواهد گذاشت؟

هرش: خيلی بدتر. ويتنام يک اشتباه تاکتيکی بود. اين يکی استراتژيک است. شما چطور ميتوانيد آسيب های وارده به يک فرهنگ تمام را تعمير کنيد؟ هرچند در مورد داخل آمريکا نگران نباشيد. ما به هرحال ما آنرا توجيه خواهيم کرد.بازهم بگويم. منحنی يادگيری وجود ندارد. مطلقا منحنی يادگيری وجود ندارد. ما آماده خواهيم شد يک جنگ احمقانه ديگر را در دودهه ديگر بجنگيم.

اشپيگل آن لاين: البته، جلوگيری از آن بخشا وظيفه رسانه هاست. آيا خبرنگاران در دوره اخير بهتر از دوره ای که به جنگ عراق ختم شد، وظيفه شان را انجام ميدهند.

هرش: اوه، بله. آنها بعد از آن، بهتر کار کرده اند. ولی آنموقع، خيلی خراب کردند. وقتی شما آدمی مثل بوش راداريد که ميخواهد ساعت آن روز کذای قيامت را جلو بکشد، و همه کس را در معرض خطر قرار ميدهد و رازدار هم هست و کنگره را ابدا در جريان نخواهد گذاشت و با آنچه مينويسيم به شکل يک عادت برخورد ميکند. در چنين شرايطي، ما
(روزنامه نگاران)اهميت بيشتری پيدا می کنيم. در قانون آزادی ها قصور شد و رسانه های آمريکا در رابطه با قانون اساسی قصور کردند. ما شونيستی عمل کرديم.اين يک قصور هولناک بود. من تمام مدت با اين پرسش روبرو بودم: بر سر روزنامه قديم من، نيويورک تايمز، چه آمد؟ و حالا ميگويم، آنها گند بالا آوردند. آنها به خطا رفتند. آنها در مورد بزرگ ترين موضوع زمان ما به خطا رفتند و حالا اين با آنها خواهد ماند.

مصاحبه کنندگان چارلزهاولی و ديويد گوردون اسميت


 

نوشته شده توسط مناف manaf در 2007/10/1 ساعت 16:0 موضوع | لینک ثابت